قلعه حیوانات

درباره نویسنده

جورج اورول  George Orwellکه نام اصلیش اریک بلیر Eric Blair  است در سال ۱۹۰۳ در هندوستان (پدرش در آن هنگام در انگلستان بخدمت اشتغال داشت) به‌دنیا آمد. در سال ۱۹۰۷ با خانواده به انگلستان برگشت.

جورج اورول از همان دوران کودکی به‌سرودن شعر و نویسندگی علاقه وافری داشت و همین علاقمندی سبب شد که ضمن تحصیل تدوین و تنظیم روزنامه‌های مختلف مدرسه را عهده‌دار شد. پس از فراغت از تحصیل در سال۱۹۲۱ بخدمت گارد سلطنتی درآمد و به برمه عزیمت کرد و تا سال ۱۹۲۸ بهخدمت در آنجا ادامه داد، سپس به پاریس رفت و مدت دو سال در آنجا اقامت گزید و اولین مقاله‌اش در اکتبر سال ۱۹۲۸در روزنامه لوموند پاریس انتشار یافت.

در سال ۱۹۲۹ به انگلستان بازگشت و مدتی به معلمی خصوصی و کمی بعد به عنوان معلم مدرسه بکار پرداخت و اولین کتاب خود را با نام آس و پاس پاریس و لندن به سال ۱۹۳۳ به چاپ رساند. آنگاه بعلت ضعف مزاج از  کار تعلیم دست کشید و بصورت نیمه وقت با کتابفروشی شهر همپستید همکاری می‌کرد و بعد به‌منظور تحصیل درآمد بیشتری به نوشتن مقالات انتقادی و داستان‌های کوچک در مجله هفتگی نیو انگلیش ویکلی پرداخت و اینکار را تا سال ۱۹۴۰ ادامه داد. در اواخر سال ۱۹۳۷ به اسپانیا رفت و در جنگ جمهوری خواهان شرکت کرد و زخمی شد. جورج اورول از سال ۱۹۴۷ تا پایان عمر به‌علت ابتلا به بیماری سل در بیمارستان بستری و تحت درمان بود و سرانجام در سال ۱۹۵۰در سن ۴۶ سالگی درگذشت. اورل دارای نوشته‌ها و آثار اجتماعی، سیاسی، ادبی و انتقادی بسیاری است که برخی از آن‌ها عبارتند از: روزهای برمه، راهی به اسکله ویگن، دختر یک کشیش، تجلیل از کاتالونیا، هوای تازه، ۱۹۸۴، رمان قلعه حیوانات.

درباره کتاب

 رمان قلعه حیوانات در سال ۱۹۴۵ منتشر شد و تاکنون بیش از ۵۰ مرتبه تجدید چاپ شده است و میلون‌ها نسخه از آن انتشار و به‌فروش رسیده است. این کتاب تاکنون به بیش از هفتاد زبان ترجمه شده است و در ایران هم به فاصله کمی پس از انتشار، به فارسی ترجمه شد. یکی از اوّلین این ترجمه‌ها، ترجمه امیر امیرشاهی از سوی سازمان کتاب‌های جیبی، مؤسسه انتشارات فرانکلین، در سال ۱۳۴۸ می‌باشد. پس از ترجمه اولیه، مترجمان دیگری نیز اقدام به ترجمه این کتاب کردند و این کتاب توسط ناشرین و مترجمین مختلف در ایران چاپ شد و به فروش زیادی دست یافت.

کتاب قلعه حیوانات تاکنون دو بار بصورت فیلم درآمده. نسخه ۱۹۵۴ یک پویانمایی (انیمیشن) بود، امّا نسخه ۱۹۹۹ با لب تکانی بر تصاویر فیلمبرداری شده، حیوانات واقعی ساخته شده‌ بود. هر دو نسخه تفاوت‌هایی با کتاب دارند.

این رمان یک «قصه پریان» است که به سبک داستان‌های ازوپ نوشته شده و از حیوانات ساکن یک مزرعه‌ی انگلیسی بهره می‌گیرد تا تاریخ شوروی را نقل کند. برخی حیوانات داستان به طور مستقیم از رهبران حزب کومونیست گرفته شده‌اند؛ مثلاً دو خوک به نام های ناپلئون و اسنوبال به ترتیب نماد جوزف استالین و لئون تروتوسکی هستند. اورول به برخی دلایل زیبایی‌شناسانه و سیاسی از شکل داستانی استفاده می‌کند. برای فهم بهتر این دلایل، دانستن لااقل اصول اولیه و اساسی تاریخ شوروی تحت سیطره‌ی کومونیست که با انقلاب ۱۷ اکتبر آغاز شد، به درد بخور خواهد بود.

خود اورول دربارة قلعه حیوانات چنین می‌گوید: پس از برگشتن از اسپانیا فكر کردم که اسطوره شوروی را موضوع داستانی قرار دهم که برای همه قابل فهم باشد. بنابراین شروع به تحلیل نظریة مارکس از دید حیوانات کردم؛ از دیدگاه این گروه مسلم بود که مبارزة طبقاتی بین انسان‌ها یک توهم محض است، زیرا هرگاه پای بهره‌کشی از حیوانات در میان بوده، همه مردم در مقابلشان متحد شده‌اند. مبارزه واقعی بین انسان‌ها و حیوانات است... انسان از حیوانات همان‌گونه بهره‌کشی می‌کند که ثروتمندان از طبقة پرولتاریا (قوام و بهنام، ۱۰۵۹ :۲۲۳ به نقل از ۱۰۹۰اورول).

معروف ترین جمله کتاب: همه حیوانات با هم برابرند اما برخی برابرترند.

 خلاصه داستان

داستان با توصیف شبی شروع می‌شود که خوکی به نام میجر پیر (Old Major) حیوانات را جمع کرده و از ظلمی که انسان بر حیوانات روا داشته برای آنان سخن می‌گوید و حیوانات را به شورش علیه انسان دعوت می‌کند. وی سپس یک سرود قدیمی به نام جانوران انگلستان را به آنان یاد می‌دهد که بعدا به سرودی انقلابی در بین حیوانات مزرعه تبدیل می‌شود. پس از چندی حیوانات در پی شورشی مالک مزرعه به نام آقای جونز را از مزرعه بیرون کرده و خود اداره آن را به دست می‌گیرند. پس از این انقلاب حیوانی، خوک‌ها (که از هوش بالاتری نسبت به سایر حیوانات برخوردارند) نقش رهبری حیوانات مزرعه را به دست می‌گیرند. اما پس از چندی در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام می‌گیرد؛ ناپلئون که یکی از دو خوک پرنفوذ مزرعه است با استفاده از سگ‌های درنده‌ای که مخفیانه تربیت کرده اِسنوبال، دیگر خوک پرنفوذ مزرعه را فراری داده و خود به رهبر بلامنازع مزرعه تبدیل می‌شود. پس از آن اِسنوبال عامل جونز معرفی شده و تمام اتفاقات بد و خرابکاری‌هایی که در مزرعه صورت می‌گیرد به وی یا عوامل او در داخل مزرعه نسبت داده می‌شود و به فرمان ناپلئون عده زیادی از حیوانات به جرم همکاری با اِسنوبال توسط سگ‌ها اعدام می‌شوند. در ادامه داستان خوک‌ها به‌تدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا می‌گذارند. قانون اساسی حیوانات معروف به «هفت فرمان» به تدریج محو و تحریف می‌شود، خواندن سرود جانوران انگلستان قدغن می‌گردد، حیوانات با غذای روزانه کم مجبور به کار زیاد می‌شوند، در حالیکه خوک‌ها فقط فرمانروایی می‌کنند و غذای زیادی می‌خورند و از تمام امکانات رفاهی استفاده می‌کنند و حتی یاد می‌گیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسان‌ها معامله کنند.

برخی از نمادهای داستان:

-         میجر پیر: نظریه‌پردازان جنبش کمونیستی از قبیل مارکس و انگلس و لنین

-         ناپلئون: رهبران فاسد و مستبد انقلاب‌های کمونیستی، به‌خصوص استالین

-         سنوبال: رهبران انقلابی که قربانی انقلاب می‌شوند، به‌طور خاص: لئون تروتسکی

-         باکسر: اسبی به نام باکسر مظهر طبقهٔ کارگر هست که در برابر تمام مشکلات اظهار می‌دارد «من بیشتر کار خواهم کرد». پس از آنکه باکسر توان کار کردن خود را از دست می‌دهد، خوک‌ها، بجای عمل به وعده‌های قبلی در خصوص دوران بازنشستگی، «باکسر» را به یک خریدار اسبهای پیر می‌فروشند که کارش فروش گوشت اسب به‌عنوان خوراک سگ است.

-         گوسفندان: انبوه جمعیت دنباله‌رو که بدون هیچ تفکّری شعارهای رهبران را تکرار می‌کنند.

-         موزز (کلاغ سیاه پیر): موزز به جاسوسی و سخن‌چینی می‌پرداخت و از سرزمین شیر و عسل در پشت ابرها صحبت می‌کرد که حیوانات پس از مرگ به آن‌جا می‌روند. موزز نماد کلیسای ارتدکس هست که در زمان استالین دوباره اجازهٔ فعالیت یافت و با دادن وعدهٔ زندگی شیرین در دنیای واپسین، باعث می‌گردد که حیوانات عادی رنج و مشقت زندگی کنونی‌شان را بپذیرند.

-         عقب‌نشینی حیوانات به داخل قلعه: عقب‌نشینی نیروهای شوروی به پشت دروازه‌های مسکو و نهایتاً بیرون راندنِ انسان از قلعه که نمادِ دفع حملات آلمان‌ها و پیشروی تا برلین می‌باشد.

 سخن آخر

به نظر من، نویسنده با بیانی گیرا و زبانی مسلط به خوبی توانسته فقر و استبداد حاکم بر جامعه خود را آن طور که باید و شاید مدنظر خود می‌باشد، توصیف نماید، جامعه که در آن علی رغم شرایط آشکار ظلم و ستم به دلیل عدم آگاهی و یا به دلیل عدم آزادی بیان، هیچ کس حق اعتراض به رژیم مستکبر را ندارد و در آن افراد به حداقل امکانات قانع می‌باشد که نمونه آن در متن گوسفندان این قلعه می‌باشد یعنی خفقان سیاسی که همان گونه در اشعار ملک الشعرای بهار این گونه پیام مشاهده می شود در واقع نویسنده دو طبقه با فاصله زیاد را به تصویر می کشد ۱- طبقه بالا خوک ۲- طبقه پایین جامعه

به نظر من پیام کلی که این کتاب در بر داشت در دو خط می توان عنوان کرد.

۱.       اینکه هر انقلابی روزی به انحراف کشیده می‌شود.

۲.        و نیز تلاش در جهت دستیابی به قدرت و سرمایه اندوزی، ایجاد جامعه‌ی بی‌طبقه را غیر‌ممکن می‌کند.

 قسمتی از کتاب

چند روز بعد که وحشت کشتارها تخفیف یافت چندتایی از حیوانات به یاد آوردند یا فکر کردند که به یاد دارند که ماده ششم فرمان گفته است،"هیچ حیوانی حیوان‌کشی نمی‌کند" و با آنکه کسی قصد طرح کردن قضیه را در حضور خوک‌ها و سگ‌ها نداشت ولی همه احساس می‌کردند کشتار حیوانات منطبق با فرامین نیست. کلوور از بنجامین خواهش کرد ماده ششم فرمان را برایش بخواند و وقتی بنجامین طبق معمول گفت دراین قبیل امور مداخله نمی‌کند، به سراغ موریل رفت. او فرمان را برایش خواند و آنچنین بود: "هیچ حیوانی بدون علت حیوانی را نمی‌کشد". به جهتی از جهات دو کلمه بدون علت از ذهن حیوانات رفته بود. به هر حال متوجه شدند خلاف فرمان کاری صورت نگرفته است، چه کاملا واضح بود کشتن خائنینی که با اسنوبال هم عهد بودند کاملا با علت است

کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت

حتما در سال‌های اخیر، اسم کتاب بیشعوری زیاد به گوش‌تان خورده‌ یا افراد بسیاری را دیده‌اید که این کتاب را با آن جلد معروفش در دست دارند و می‌خوانند. اما موضوع بیشعوری چیست؟ خاویر کرمنت در این کتاب چه نوشته که آنقدر فراگیر شده و محبوبیت پیدا کرده است؟ اگر دوست دارید از این کتاب محبوب و پرفروش بیشتر بدانید، با ما همراه باشید.


شناسنامه کتاب
عنوان کتاب به زبان اصلی: Asshole No More: A Self-Help Guide for Recovering Assholes And Their Victims

عنوان کتاب به فارسی: بیشعوری

نویسنده‌ی کتاب: خاویر کرمنت

سال انتشار: ۱۹۹۰


درباره‌‌ی کتاب بیشعوری
تابه‌حال با خودتان فکر کرده‌اید که بیشعوری می‌تواند یک بیماری خطرناک باشد؟ اگر به ذهن‌تان نرسیده، باید با دکتر خاویر کرمنت، اولین کاشف بیماری بیشعوری، آشنا شوید. او، به‌گفته‌ی خودش، پزشکی بود که پس از رخ دادن اتفاقاتی، متوجه شد که حدود بیست سال است به بیماری بیشعوری مبتلا شده‌ و مانند پزشکی متعهد، تصمیم به شناسایی مختصات این بیماری و روش‌های درمانی آن گرفت. حاصل تلاش‌های او، انتشار کتابی با همین نام است؛ کتابی که به‌زعم خاویر کرمنت، روش‌هایی را برای تشخیص و درمان کامل این بیماری به اطرافیان بیمار و خود شخص بیشعور(!) آموزش می‌دهد. «چه بی‌شعور باشید و چه درگیر با بی‌شعورها، با انتخاب این کتاب دست‌کم راهنمای خوبی انتخاب کرده‌اید و راه را عوضی نرفته‌اید.» کرمنت با انتخاب این جمله برای خوشامدگویی به شما، تکلیف شما را روشن می‌کند و به شما بشارت رستگاری و رهایی از بیشعوری و بیشعورها را می‌دهد!

کتاب بیشعوری در ۵ فصل تدوین شده است و هر فصل به یک جنبه از بیشعوری اختصاص دارد. در انتهای هر فصل نیز تمرین‌هایی برای شناسایی و درمان آنها برای خواننده در نظر گرفته شده‌. با خواندن این کتاب می‌توانید ساعت‌ها بخندید یا با خواندن هر توصیف، تصویر افرادی در ذهن‌تان نقش ببندد. البته زبان طنز این کتاب، مفاهیم اصلی را تحت‌تأثیر قرار نداده‌ است و شما با خواندن هر جمله از آن، به مفاهیم عمیق اجتماعی پنهان‌شده پشت بیان طنز، پی خواهید برد

این کتاب برای چه کسانی هست؟
می‌توان کتاب بیشعوری را یک نقد اجتماعی تمام‌عیار دانست که برای تأثیرگذاری بهتر، از زبان طنز بهره برده‌ است. این بهره‌گیری از زبان طنز، بجا و مناسب است و شما را دلزده نخواهد کرد. کرمنت در بهره‌گیری از این طنز بسیار موفق عمل کرده‌ است. شاید اگر هر بیان دیگری برای کتاب بیشعوری انتخاب می‌شد، به چنین شهرتی دست ‌نمی‌یافت. احتمالا در ابتدای مطالعه فکر کنید این کتاب هم مانند بسیاری از کتاب‌های طنز، صرفا برای وقت‌گذرانی و تفریح نوشته شده باشد؛ اما بسیاری از منتقدان، این کتاب را در دسته‌ی کتاب‌های روان‌شناسی جا داده‌اند.

با خواندن این کتاب، توجه شما به جملات طلایی و عمیق و تأثیرگذاری جلب خواهد شد که نشان تسلط کامل نویسنده به روان‌شناسی و جامعه‌شناسی است. جملات این کتاب مثل یک آینه، بسیاری از رفتارهای اذیت کننده‌ی انسان‌ها در جامعه را بازتاب می‌دهد که گاهی آن‌قدر در عادات رفتاری‌شان ته‌نشین شده‌ است که هرگز متوجه آزاردهندگی‌شان نمی‌شوند.

قسمت‌هایی از کتاب
بی شعورها عاشق شراکت‌اند و به‌همین‌دلیل بسیاری از چیزهایشان را با دیگران قسمت می‌کنند.
مثلا همیشه آماده‌اند که دیگران را در این‌جور چیزها شریک کنند: بدبختی‌هایشان؛ تقصیرها، تعهدات، نگاه کسالت‌بارشان به زندگی، اضطراب، نظرات‌شان، تبخال‌شان(!).

در اجتماع، همیشه به کسانی که زودتر از دیگران به چیزی دست می‌یابند، پاداش داده می‌شود. این‌طور به‌نظر می‌رسد که بیشعورها آدم‌های موفق و پیروزی‌اند. همیشه کسی که بهتر بتواند ایده‌های دیگران را بدزدد، موقعیت بهتری به‌دست می‌آورد و در دولت هر چقدر کسی بتواند بهتر و ظریف‌تر خواسته‌های مردم را نادیده بگیرد، مقام بالاتری را از آن خود می‌کند.

بیشعور تحت درمان باید هرگز از یاد نبرد که زمانی بیشعور بوده است و اگر مراقبت نکند، ممکن است دوباره بیشعور شود. هدف درمان این است: آدم شدن و شعور داشتن؛ لزومی به تقدس و تعالی نیست.

 

كتاب "دا" خاطرات "سيده زهرا حسيني"

انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به مثابه گنجینه‌ای تمام‌نشدنی و ظرفیتی گسترده برای فرهنگ و ادب کشور تلقی می‌شوند که همچنان‌که مقام معظم رهبری نیز بارها تاکید کرده‌اند باید از آنها برای نشر و گسترش فرهنگ و ارزش‌های دینی و انقلاب اسلامی در جامعه و جهان، حداکثر استفاده را کرد.

کتاب «دا» را می‌توان بهترین نمونه در این راستا به شمار آورد که در واقع امروزه به مثابه یک نقطه عطف در تاریخ نشر کشور شناخته شده و کارکرد دارد. این کتاب، خاطرات سیده‌زهرا حسینی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در دو شهر بصره و خرمشهر است و سال‌های محاصرهٔ خرمشهر توسط نیروهای عراقی محور مرکزی کتاب را تشکیل می‌دهد.

حسینی در آن زمان دختر هفده ساله‌ای بوده و گوشه‌ای از تاریخ جنگ را بازگو می‌کند که غالباً به اشغال و فتح خرمشهر مربوط می‌شود. حسینی در این کتاب، خاطرات خود از روزهای آغاز مقاومت و روزهای پس از آن را با جزئی‌ترین موارد روایت می‌کند تا آنجا که این گونه جزیی‌نگری و بیان لحظه به لحظه وقایع باعث شده تا بسیاری آن را رمان بنامند؛ حال آنکه این کتاب سراسر مبتنی بر رویدادهای واقعی و خاطرات حقیقی سیده زهرا از آن روزهاست. راوی در آن روزها تنها 17 سال داشته و اهمیت این کتاب شاید در این باشد که وقایع جنگ ما برای اولین بار از زاویه دید یک دختر نوجوان روایت شده است؛ خاطراتی که راوی حدود 20 سال آن‌ها را درون سینه خود همچون یک راز حفظ کرد و حرفی از آن نزد. در این کتاب ناگفته‌هایی از جنگ بیان شده که تاکنون کسی از آن‌ها حرف نزده است.

دا نام کتاب روایت خاطرات سیده زهرا حسینی است که در مورد جنگ ایران و عراق و به اهتمام سیده اعظم حسینی نگاشته شده و توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده‌است. دا، در زبان کردی و لری به معنی مادر است و زهرا حسینی که خود یکی از کردهای پهله زرین آباد استان ایلام است با انتخاب این عنوان سعی کرده به موضوع مقاومت مادران ایرانی در طول جنگ ایران و عراق بپردازد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، این کتاب مهم‌ترین و تأثیرگذارترین کتاب در زمینهٔ خاطره‌نگاری جنگ هشت سالهٔ ایران و عراق محسوب می‌شود.کتاب دا پرمخاطب‌ترین کتاب سال ۱۳۸۸ در ایران بود.

 

لطفا گوسفند نباشید

نام نویسنده : محمود نامنی

از سری کتب خودشناسی بوده که تا به حال بیش از سی بار به چاپ رسیده است.

ویراستار و مشاوران برگزیده ای در موفقیت این کتاب دست داشته اند که در نهایت به اهتمام محمود نامنی و توسط سهانتشارات نامن، ذهن آویز و گوهر کمال چاپ و به نشر رسیده است.

کتاب مذکور، در حقیقت نویسنده ای ندارد! بلکه شخصی به نام محمود نامنی آن را از کتب، سخنرانی ها، دست نوشته ها و مقالات متعدد جمع آوری کرده و بدین ترتیب این کتاب نه نویسنده، که دارای گردآورنده است.

توضیح دیگر آنکه در این کتاب، اندیشه ها، سخنان، داستانهای کوتاه و تجربیات بی بدیلی گرد هم آمده و به دلیل کوتاهی و بخش بخش بودن مطالب آن حتی برای افرادی که اندک زمانی برای مطالعه دارند قابل استفاده است. زیرا مطالب آن به یکدیگر مرتبط نبوده و دارای جملاتی منفک از هم میباشد.

این کتاب تلنگری است بر پیکره ی روح آدمی؛ چرا که حقایقی را بر انسان روشن میکند که یا آنها را نمیدانسته و یا دست کم در صورت داشتن علم به آنها، به آن مطالب نمی اندیشیده است.

توصیه ای که در آغاز این کتاب به خوانندگان محترم شده است آن است که این کتاب را عمودی بخوانید، نه افقی! یعنی نخوانید که بخوابید، بلکه بخوانید تا بیدار شوید. نکته ی دیگر آنکه همیشه کیفیت بر کمیت غالب بوده است؛ پس مهم نیست چقدر بخوانیم، مهم آن است که چگونه بخوانیم.

هرگز سعی نکنید که چندین کتاب بخوانید، بلکه یک کتاب خوب را چندین بار بخوانید. به گفته ی گردآورنده، واژگان این کتاب نه به شوق نام و نه به ذوق نان، که بی شک فقط برای آگاهی بخشیدن، به سینه ی سپید کاغذ کشانده شده است.

جملاتی از کتاب. . .

پس از خواندن کتاب لطفا گوسفند نباشید خواهید دانست :  اگر می خواهید دشمنتان را ناراحت کنید ، سکوت کنید و او را تنها بگذارید.
به خاطر بسپار:هرگاه ما چیزی را نفهمیم، آن را تصادفی یا اتفاقی می نامیم، در حالی که هیچ جز تصادفی در دنیا وجود ندارد
به خاطر بسپار: ما، تار و پود بدبختی را خود می بافیم و نام آن را می گذاریم : سرنوشت
به خاطر بسپار: هرجا که ژرف ترین درد است ، عظیم ترین آموزش را به همراه دارد
به خاطر بسپار: کسی که راه غلطی را می رود، بیشتر شانس آن را دارد که به راه درست آید. تا کسی که راه درست را غلط می رود
به خاطر بسپار:هولناک ترین ناباوری ، ناباوری نسبت به خودتان است.
با خود بخوان : در زندگی ام شکست وجود ندارد ، تا زمانی که از چیزی درس گرفته باشم
از اوقاتی که “بله” می گویید ولی در واقع منظورتان “نه” است آگاه باشید
به خاطر بسپار: شکست ، یا می شکند یا شکسته می شود.. بستگی به شما دارد
یادت باشد : دیگران را آزاد بگذار، آزاد در پذیرفتن تو .. آزاد در روی برگردانیدن از تو
به خاطر بسپار: کسانی که نمی توانند گذشته را به یاد آورند ، محکومند که آن را تکرار کنند.
یادت باشد : یک دوست شاد ، شمعی است در محفل یاران .
یادت باشد : بی نظمی ، مخالـف آرامش است . نظم ، فـضای آرامی را بـرای شما مهیا می کند و در آن احساس آرامش می کنید
ببینید چه چیزی در زندگی شما مهم است ; پول ، مقام ، روابط و بر اساس آن زندگی را الویت بندی کنید.پس از آن دیگر در انجام کارهای روزانه ، نگران چیزهای بی اهمیت نخواهید بود
یادت باشد : کردار خوب ، از نیت خوب بهتر است
فراموش مکن : همواره اندیشه و قلمی از طلا داشته باشید
به یاد بسپار : وقتی بدترینها را پذیرفته ایم ، چیزی برای از دست دادن نداریم . نتیجه : آرامش ذهنی
برای شاد بودن به آنچه دارید بیندیشید و پیوسته بگویید : شُکر ، شُکر ، شُکر
به یاد بسپار : خنده ، نوع دیگر نیایش است
فراموش نکن : از آن جهت که شاد هستیم ، نمی خندیم ;چون می خندیم ، شاد هستیم
مسئله ای داشتن ، نشانه زندگی است ، زیرا فقط مردگان ، مسئله ای ندارند
فراموش مکن : خنده ، در حکم آفتاب در منزل است
انسان تنها موجودی است که از موهبت خندیدن برخوردار است
فراموش نکن : خوشبختی این نیست که (( که )) هستی یا (( چه )) داری ، خوشبختی صرفاً آن چیزی است که در فکر تو می گذرد
به یاد بسپار : اگر سکوت را نه به عنوان نبودن صدا ، بلکه به عنوان لحظه آرامش و صلح و صفا در نظر بگیرید ، بزودی این حالت را تحسین خواهید کرد
همواره بدان که شکست ، یک واقعه و رویداد است ، نه هویت تو
یادت باشد : منشاء هر بیماری از روح و فکر آدمی است . هر عارضه جسمی ابتدا در روح مأوا می کند و بعد سراغ جسم می آید ، پس مراقب غذای روحت باش
یادداشت کن : آدمها در یک چیز مشترک هستند ; متفاوت بودن
به خاطر بسپار شکست ، یا می شکند یا شکسته می شود ; بستگی به شما دارد
یادت باشد : خداوند بهترین رفیق است
بخاطر بـسپار : لبخند ، لطیـف تـرین و سـاکت ترین سخـن است بـرای آن کـه بـگـویــی (( دوستت دارم . ))
هرگز از یاد نبرید که قلب حق شناس از مواهب طبیعت بهره فراوان تری می برد
می توانی به هر آنچه بخواهی شک کنی ، امّا برای لحظه ای به خود اعتماد کن و زندگیت را با آن سرشار کن
یادت باشد:دیگران را آزاد بگذار ،آزاد در پذیرفتن تو ; آزاد در روی گردانیدن از تو
فراموش نکن : ابراز نکردن رنجش ، راهیست است برای مردن عشق
یادت باشد : احساساتی را که ابراز نمی کنی ، افسار زندگیت را به دست می گیرند.

سحر

کتاب «سحر» اثر صلاح الدین دمیرتاش رئیس مشترک سابق و دربند حزب کردی دموکراتیک خلق ها (HDP) به فارسی ترجمه و منتشر شد.

اصل این اثر به زبان ترکی استانبولی است و دمیرتاش آن را در زندان ادیرنه به رشتۀ تحریر در آورده است.

«سحر» شامل 12 داستان کوتاه است که گاه به شیوه ای واقع گرایانه و گاه به شکلی نمادین، مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ترکیه را مورد بحث قرار داده اند.

این کتاب که در زمرۀ کتاب های پر فروش ترکیه است، توسط رضا تاجدار به فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات گوتار منتشر شد.