حتما در سال‌های اخیر، اسم کتاب بیشعوری زیاد به گوش‌تان خورده‌ یا افراد بسیاری را دیده‌اید که این کتاب را با آن جلد معروفش در دست دارند و می‌خوانند. اما موضوع بیشعوری چیست؟ خاویر کرمنت در این کتاب چه نوشته که آنقدر فراگیر شده و محبوبیت پیدا کرده است؟ اگر دوست دارید از این کتاب محبوب و پرفروش بیشتر بدانید، با ما همراه باشید.


شناسنامه کتاب
عنوان کتاب به زبان اصلی: Asshole No More: A Self-Help Guide for Recovering Assholes And Their Victims

عنوان کتاب به فارسی: بیشعوری

نویسنده‌ی کتاب: خاویر کرمنت

سال انتشار: ۱۹۹۰


درباره‌‌ی کتاب بیشعوری
تابه‌حال با خودتان فکر کرده‌اید که بیشعوری می‌تواند یک بیماری خطرناک باشد؟ اگر به ذهن‌تان نرسیده، باید با دکتر خاویر کرمنت، اولین کاشف بیماری بیشعوری، آشنا شوید. او، به‌گفته‌ی خودش، پزشکی بود که پس از رخ دادن اتفاقاتی، متوجه شد که حدود بیست سال است به بیماری بیشعوری مبتلا شده‌ و مانند پزشکی متعهد، تصمیم به شناسایی مختصات این بیماری و روش‌های درمانی آن گرفت. حاصل تلاش‌های او، انتشار کتابی با همین نام است؛ کتابی که به‌زعم خاویر کرمنت، روش‌هایی را برای تشخیص و درمان کامل این بیماری به اطرافیان بیمار و خود شخص بیشعور(!) آموزش می‌دهد. «چه بی‌شعور باشید و چه درگیر با بی‌شعورها، با انتخاب این کتاب دست‌کم راهنمای خوبی انتخاب کرده‌اید و راه را عوضی نرفته‌اید.» کرمنت با انتخاب این جمله برای خوشامدگویی به شما، تکلیف شما را روشن می‌کند و به شما بشارت رستگاری و رهایی از بیشعوری و بیشعورها را می‌دهد!

کتاب بیشعوری در ۵ فصل تدوین شده است و هر فصل به یک جنبه از بیشعوری اختصاص دارد. در انتهای هر فصل نیز تمرین‌هایی برای شناسایی و درمان آنها برای خواننده در نظر گرفته شده‌. با خواندن این کتاب می‌توانید ساعت‌ها بخندید یا با خواندن هر توصیف، تصویر افرادی در ذهن‌تان نقش ببندد. البته زبان طنز این کتاب، مفاهیم اصلی را تحت‌تأثیر قرار نداده‌ است و شما با خواندن هر جمله از آن، به مفاهیم عمیق اجتماعی پنهان‌شده پشت بیان طنز، پی خواهید برد

این کتاب برای چه کسانی هست؟
می‌توان کتاب بیشعوری را یک نقد اجتماعی تمام‌عیار دانست که برای تأثیرگذاری بهتر، از زبان طنز بهره برده‌ است. این بهره‌گیری از زبان طنز، بجا و مناسب است و شما را دلزده نخواهد کرد. کرمنت در بهره‌گیری از این طنز بسیار موفق عمل کرده‌ است. شاید اگر هر بیان دیگری برای کتاب بیشعوری انتخاب می‌شد، به چنین شهرتی دست ‌نمی‌یافت. احتمالا در ابتدای مطالعه فکر کنید این کتاب هم مانند بسیاری از کتاب‌های طنز، صرفا برای وقت‌گذرانی و تفریح نوشته شده باشد؛ اما بسیاری از منتقدان، این کتاب را در دسته‌ی کتاب‌های روان‌شناسی جا داده‌اند.

با خواندن این کتاب، توجه شما به جملات طلایی و عمیق و تأثیرگذاری جلب خواهد شد که نشان تسلط کامل نویسنده به روان‌شناسی و جامعه‌شناسی است. جملات این کتاب مثل یک آینه، بسیاری از رفتارهای اذیت کننده‌ی انسان‌ها در جامعه را بازتاب می‌دهد که گاهی آن‌قدر در عادات رفتاری‌شان ته‌نشین شده‌ است که هرگز متوجه آزاردهندگی‌شان نمی‌شوند.

قسمت‌هایی از کتاب
بی شعورها عاشق شراکت‌اند و به‌همین‌دلیل بسیاری از چیزهایشان را با دیگران قسمت می‌کنند.
مثلا همیشه آماده‌اند که دیگران را در این‌جور چیزها شریک کنند: بدبختی‌هایشان؛ تقصیرها، تعهدات، نگاه کسالت‌بارشان به زندگی، اضطراب، نظرات‌شان، تبخال‌شان(!).

در اجتماع، همیشه به کسانی که زودتر از دیگران به چیزی دست می‌یابند، پاداش داده می‌شود. این‌طور به‌نظر می‌رسد که بیشعورها آدم‌های موفق و پیروزی‌اند. همیشه کسی که بهتر بتواند ایده‌های دیگران را بدزدد، موقعیت بهتری به‌دست می‌آورد و در دولت هر چقدر کسی بتواند بهتر و ظریف‌تر خواسته‌های مردم را نادیده بگیرد، مقام بالاتری را از آن خود می‌کند.

بیشعور تحت درمان باید هرگز از یاد نبرد که زمانی بیشعور بوده است و اگر مراقبت نکند، ممکن است دوباره بیشعور شود. هدف درمان این است: آدم شدن و شعور داشتن؛ لزومی به تقدس و تعالی نیست.